به گزارش پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام، غزل زیر، سروده ای زیبا از دکتر محمدرضا فاضلی دوست ملقب به رضا خوردو است که در وصف شهدای گمنامی است که پس از نجوای دعای عرفه در شهر مرزی سومار تشییع و به خاک سپرده شده اند.
*تداعی می کند یاد تو را هر بار، سومار
گلم تا کی بخوابی بستر غمبار؛ سومار
*برای دیدن و بوسیدن و بوییدنت مادر
ببین پای پیاده آمدم اینبار، سومار
*سراغت را گرفتم ار رفیقانت به نومیدی
نشانم داده اند از آنسوی دیوار، سومار
*عزیزم، سر بنه بر سینه ام، نالد برای تو
چگونه میدویده با تن تبدار، سومار
*ببین چشمانم از هجران تو کم سو شده مادر،
مرا با خود ببر در خواب یا بیدار،سومار
*نمیبینم دگر لبخند زیبایت به رویا
دلم خوش کرده آن نقش تو بر دیوار، سومار
