English
به پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

غبار فراموشی برمزار شهدای گمنام دانشگاه آزاد ارومیه

غبار فراموشی برمزار شهدای گمنام دانشگاه آزاد ارومیه
سر صحبت‌مان این بار با آنهایی است که قبل از ورود این شهدا برای تصاحب آنها گریبان می‌دریدند و اکنون در خواب‌اند. بی‌شک آنان که "عند ربهم یرزقون"اند نیازی به من و شمای زمینی ندارند اما دفاع از ارزش‌ها و آرما‌‌ن‌های نظام اسلامی چیزی بیشتر از گرفتن یک سالگرد و خرج کردن نام دوشهید در رزومه کاری خودتان است.

به گزارش پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام، باور این که گمنام اند سخت است چرا که نامی ترین مردان نزد خدایشان هستند.همنشین افلاکیان اند و در یاد زمینیان جاویدانند.آنان را سفیر نور و عشق نامیده اند و برای زنده نگه داشتن نامشان هر گوشه از خاک وطن را متبرک به وجودشان کردند تا یادمان نرود شیران این بیشه پهناور مردمانی از جنس خودمان بودند و هستند تا یادمان باشد که چه پدرها ،برادرهاو همسرها رفتند تا ایران، ایران بماند. گسترش فرهنگ ایثار و شهادت،افزایش فضای معنوی محیط دانشگاه ها، یادآوری رشادت ها و دلیری های جوانان آن روزها شاید کمی از دلایل بی شمار حضور این شهدا در دانشگاه باشد. جهاد، جهاد است آن روزها پشت سنگر های خاکی و امروز در سنگر علم و دانش.

 

 

خرداد سال 91 بود که 2 شهید گمنام سالهای دفاع مقدس قدم به دیار باکری ها گذاشتند و مهمان دانشگاه آزاد ارومیه شدند. شهر پر از بنر ها و پوسترهایی بود که شهدا را به اصطلاح صاحب شده بودند برای جلوگیری از این درگیری ها که حتی در شورای فرهنگی دانشگاه هم رخ داده بود ستادی با نام ستاد استقبال از شهدای گمنام تشکیل شد. در کنجی از دانشگاه رو به روی مسجد امام حسین(ع) که قسمتی از یک باغ سیب بود را برای دفن شهدا در نظر گرفتند، تعدادی از بچه های دانشگاه دو شبانه روز تلاش کردند تا بتوانند محل مراسم و قبور را آماده کنند.

 

 

فردای آن روز همه دوستان که با هم در سر مسائل مختلفی اختلاف داشتند بر سر احداث یادمان و ساماندهی مزار شهدا به اتحاد رسیدند و آن را به عنوان یک خواسته عمومی مطرح کردند.پیگیری های مکرر دانشجویان از ریاست دانشگاه باعث شد تا وی قول ساماندهی ان را تا چهل ام شهدا بدهد.
مراسم چهلم هم برگزار شد ولی به دلیل مساعد نبودن مکان و عدم هماهنگی، این مراسم در یکی از مساجد شهر برگزار شد. یکی از آرزوهای دانشجویان برگزاری مراسم مختلف در کنار مزار این شهدا بود به طور مثال چند بار هم مراسمی همچون زیارت عاشورا و مراسم شب شعر برگزار گردید جدای از کم لطفی مسئولین شرایط نا بسامان محل یادیود دلیلی بر ان شد تا این مراسم دیگر امکان ادامه نداشته باشند.
 

 

درختان اطراف مزار و بسته بودن پیرامون آنجا را رفته رفته تبدیل به مکانی برای ساعات خواب و سیگار کشیدن عده‌ای کرده است. سر صحبت مان این بار با آنهایی است که قبل از ورود این شهدا برای تصاحب انها گریبان می دریدند و اکنون در خواب اند. بی شک آنان که "عند ربهم یرزقون"اند نیازی به من و شمای زمینی ندارند اما دفاع از ارزش ها و آرمانهای نظام اسلامی چیزی بیشتر از گرفتن یک سالگرد و خرج کردن نام دوشهید در رزومه کاری خودتان است.
هزینه های یک ساماندهی موقت بی شک کمتر از آن است بتوان نامش را هزینه گذاشت، دانشگاهی که درآمدی میلیاردی دارد واقعا پول یک محوطه سازی ساده را نمی تواند هزینه کند؟

 

 
ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه که نام سمتتان کمر خم میکند بی شک یاد دارید که در میان دانشجویان سینه سپر کرده بودید و آنان که شهدا را میهمانان دانشگاه می خواندند را قبول نداشتید و می گفتید اینان صاحب خانه اند کاری به جزئیات دیگر سخنانتان نداریم فقط به راستی مسئول این طرح شما نیستید مگر فردا که شغل دیگر صاحب شدید از این شهدا خرج نخواهید کرد، ما که شکی نداریم .
ساخت یک سازه کوچک و موقت ولی در شان شهدا آرزوی دانشجویان این واحد شده است البته یادمان هست که فرمودید یک کار اساسی در پیش داریم که می خواهیم ان را نمونه کنیم!معاونت عمرانی دانشگاه هم که یک پاسخ دندان شکن بیشتر ندارد و آن هم چیزی نیست جز "دستورش راگرفته ایم و قرار است احداث آن را شروع کنیم!"

 

 

دوستان نهاد رهبری هم که متولی رشد و تعالی فرهنگی دانشگاه هستند پس از خاکسپاری شهدا پوسترهای چند متریشان همه جا را پر کرده بود که تصاویر خود را در آن منتشر کرده بودند که ما دلمان رفت که، خدایی نکرده آنها شهید شده اند!
سخن فراوان و انان که باید بشنوند در خواب اند... بی تدبیری و عدم پیگیری در مورد شهدا بی شک پوشیده نیست که دامن چه کسانی را می گیرد ولی خواهشا کاری کنید که پیش خدا و این شهدا رو سفید شوید.
شمایی که هر روز پس از پایان نماز از مسجدی خارج می شوید که رو به این مزار است و از کنار آن میگذرید به راستی پاسختان نزد خدایتان چیست آیا احساس سربلندی می کنید؟! بی شک این گونه نخواهد بود. پیش شهدا چطور؟
 

 

سینه هایمان مالامال است از درد این بی محبتی در حق آنهایی که دار وندارشان را دادند و نام گمنامی گرفتند، حال پاسخ آن مادری که هنوز چشم انتظار فرزندش است و خدا خدا می کند که خبری از او بیاید و شما آن را در میان درختان دانشگاهتان در غربت به خاک سپردید؛ چیست؟ آن دنیا که دست در دست فرزند 19 ساله اش برای قدر دانی از میهمان نوازیتان(!) به پیشواز خواهد آمد، چگونه سر بلند خواهید کرد؟
یادتان نرود اینان پرستو های عملیات والفجر 8 و رمزشهادتشان یا فاطمه الزهرا بود.
۳۰ تیر ۱۳۹۲ ۰۹:۱۲

نظرات بینندگان

میانگین امتیاز کاربران: 5.0  (1 رای)
  • ابوالفضل
  • ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۹:۴۶
  • 5
  • 0
    0

در هنگام تشییع و پیشواز شهید همه با پرچم و بنر سازمان خود می پایند ولی حالا........ نمی دانم همین الان اگر حسین(ع) در کربلا بود و ندای هل من ناصر سرمی داد ،او را لبیک می گفتیم یا سرگرم دنیا خود بودیم،نمی دانم،نمی دانم ........ کجایید ای شهیدان خدایی بلاجوان دشت کربلایی کجایید ای سبکبالان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی


امتیاز:
نام فرستنده: *
پست الکترونیک:
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح می‌باشد.